وقتی ذهن مان « سناریوهای بد » می سازد

همه ما یک منتقد درونی داریم؛ بخشی از خودمان که چیزهایی را که فکر می‌کنیم، می‌گوییم و انجام می‌دهیم تایید نمی‌کند و آن‌ها را مورد انتقاد قرار می دهد. در برخی از ما، سناریوهای بد و آن منتقد تأثیر منفی زیادی بر احساس مان نسبت به خودمان دارد.

 

امتیاز کلیدی

  • برای برخی از ما، منتقد درونی مان تأثیر منفی زیادی بر احساس ما نسبت به خودمان دارد.
  • طبیعت ما این است که احتمال سناریوهای بد را در نظر بگیریم، مشکل زمانی آغاز می شود که افکار خود ویرانگر شوند.
  • وقتی متوجه شدید که در ذهن تان مشغول تماشای یک فیلم (سناریو) بد هستید، به خودتان یادآوری کنید که این فقط افکار شماست و واقعیت ندارد.

بیشتر بخوانید: عقاید فرا طبیعی و سلامت روان

ذهن و سناریوهای بد

این منتقد درونی تصاویری از اینکه چطور ممکن است در آینده شکست بخوریم، همه چیزهایی که ممکن است اشتباه پیش روند، چیزهایی که اگر امتحان­شان کنیم ممکن است ناموفق باشیم و سناریوهای بد و احساسات بدی که به دنبال شکست خواهیم داشت زیرا همه کارهایی که در گذشته انجام داده‌ایم ناموفق بودنده اند، می سازد. تخیل ما سناریوهای بد ایجاد می کند که این باور را تقویت می سازد که قرار است همه چیز را خراب کنیم (یا از پیش همه چیز را بهم ریخته ایم). مثل این است که منتقد درونی تخیل ما را ربوده تا فیلم‌های بدی بسازد و ما را مجبور به تماشای آن‌ها کند.

این فیلم ها حس خوبی نمی دهند. برای بسیاری از ما، فیلم هایی که در ذهن مان می گذرد، شاد و مثبت نیستند. اغلب آنها فیلم های ترسناک یا غمگینی اند، پر از ترس از آینده و پشیمانی از گذشته. آنها درام های غم انگیزی هستند که راه های زیادی را که ستاره فیلم (یعنی خودمان) در زندگی گند زده است، بررسی می کنند.

فیلم‌های کلاسیک با احساس بد، فیلم‌هایی که هرگز نمی‌خواهید در سینما به تماشای شان بنشینید، به دلایلی محبوب‌ترین فیلم‌ها در گیشه ذهن ما هستند. هیچ وقت ایدۀ ساخت این نوع فیلم ها به پایان نمی رسد. منبع پایان ناپذیری از ترس و اضطراب برای تبدیل شدن به فیلمنامه وجود دارد. آنها عناوینی مانند «ترس از اینکه نامزدم نظرش تغییر کند»، «چیزهای احمقانه ای که در مهمانی آخر هفته به زبان آوردی» و «تنها خواهی مرد دارند.

سناریوهای بداجداد غارنشین ما و سناریوهای بد

چرا ذهن ما چنین فیلم های بدی تولید می کند؟ فکر می کنم یک دلیل تکاملی عمیق برای این مسئله وجود داشته باشد. زمانی که اجداد غارنشین ما سال‌ها پیش برای یافتن سرپناه و غذا تلاش می‌کردند، باید نگران همه رخدادهای بدی که ممکن بود اتفاق بیفتد، می بودند؛ زیرا در این صورت فرصت بیشتری داشتند تا از این خطرات دوری کنند. آنها باید هر حیوانی را که احتمال داشت منتظر خوردن آنها باشد یا هر جستجوی غذایی را که ممکن بود به فاجعه ختم شود، در نظر می گرفتند. این فیلم‌ها عناوینی مانند این داشتند: «وقتی حیوانات به قبیله ما حمله می‌کنند»، «گرفتارشدن در طوفان بدون سرپناه» و «عقب ماندن از جمعیت بخاطر قوزک شکسته».

اجداد غارنشین ما باید احتمال این موقعیت ها را در نظر می گرفتند تا برای آنها آماده باشند. آنهایی که وقتی اتفاق بدی می‌افتاد آماده نبودند، کسانی بودند که یا خورده شدند یا از گرسنگی از بین رفتند. طبیعت، غارنشینانی را که به بدترین سناریوها فکر نمی کردند، نابود کرد. آنهایی که باقی می ماندند، کسانی بودند که به احتمال رخدادن وحشتناک ترین موقعیت ها فکر می کردند و بنابراین هنگام وقوع برای آنها آماده بودند.

بیشتر بخوانید: اختلال وسواسی جبری OCD

طی سالیان متمادی از آن زمان تا به امروز، ذهن به عنوان یک فیلمساز مهارت های تولید خود را توسعه داده است. به تدریج با رشد مغزمان، به ابزارهای بهتر و امکانات تولیدی زیباتری دست یافتیم. با رشد تمدن و توسعه فرهنگ، مواد بیشتر و بیشتری برای ساخت فیلم های ذهنی در دسترس مان قرار گرفت. فناوری، خوراک بیشتری برای اضطراب فراهم کرد. اکنون سوال این است که آیا این سناریو های بد هنوز هم هدفی را دنبال می کنند؟

به نظر من، بله. هنوز هم برای ما ارزشمند است که به احتمال اشتباهاتی که ممکن است در آینده رخ دهد، فکر کنیم. واضح است که در طبیعت ما درج شده که این پیامدها را در نظر بگیریم. در سطح پایه این موضوع می تواند کاربردی باشد. اما مشکل بزرگ‌تر زمانی آغاز می شود که دیگر نتوانیم این دستگاه ساخت فیلم ذهنی را خاموش کنیم. آن وقت فیلم‌ها دیگر کاربردی نیستند و شروع به خود ویرانگری می‌کنند. کار به جایی می‌رسد که این فیلم‌ها فقط آتش ترس‌های مان را شعله‌ور می کند و اضطراب و افسردگی را در حلقه‌ای مهارنشدنی قرار می دهد که می‌تواند بر کل زندگی مان تسلط یابد. این فیلم‌ها با عناوینی مانند «ازدواج ناشاد»، «گیرکرده در بن‌بست شغلی» و «افسردگی ۲: سیگار کشیدن بیشتر» بر خط تولید مسلط هستند. چگونه می توانیم لحن این فیلم ها را تغییر دهیم؟ چطور می‌توانیم مدیرانی را که مسئولیت تولید این موفقیت‌ها را بر عهده دارند، اخراج کنیم؟سناریوهای بد

تغییر لحن این فیلم های ذهنی و سناریوهای بد

وقتی ذهن ما در حال پخش این فیلم‌هاست، به‌سختی به یاد می‌آوریم که قدرت بلند شدن و خروج از آن سالن را داریم. در سینمای واقعی، حتی اگر فیلمی که بلیطش را تهیه کرده ایم بد باشد، چون هزینه پرداخته ایم دوست نداریم بلند شویم و سالن را ترک کنیم. اما اگر ما قدرت تغییر فیلم را داشتیم، چه می شد؟ آیا از دیدن فیلم‌هایی با عناوینی مانند «احساس بسیار خوب امروز»، «تعطیلات خانوادگی آرامش‌بخش» و «رابطه: همه چیز حل شده است» سود بیشتری نمی بردیم؟

در روان درمانی رویکردهای مختلفی برای این وضعیت وجود دارد. تمرین‌های مراقبه و تمرکز حواس می‌تواند به ما کمک کند تا قدرتی را برای عوض کردن کانال در این فیلم‌ها، بلند شدن و خروج از سالن و درخواست بازپرداخت هزینه به دست بیاوریم. فنون بالینی مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) می‌توانند ابزارهایی را در اختیار ما قرار دهد تا این فیلم‌ها را قبل از تولید متوقف کنیم و ما را قادر می‌سازند پایان‌های آن ها را از غمگین به شاد تغییر دهیم.

ذهن ما این فیلم‌ها را تولید می‌کند و در سطح ظاهری، می‌دانیم که واقعی نبوده و فقط تصورات ما هستند با این حال، در سطح عمیق‌تری از آگاهی، مغز ما این فیلم‌ها را به عنوان حقیقت می‌پذیرد و فکر می کند چیزهای بدی که در این فیلم‌ها می‌بینیم واقعاً اتفاق می‌افتند. این می تواند باعث شود که بدن مان به گونه ای واکنش نشان دهد که انگار واقعاً این رویدادها را تجربه کرده ایم یا انگار در آینده صحت خواهند داشت. دفعه بعد که متوجه شدید در حال تماشای یک فیلم بد در ذهنتان هستید، به این موضوع فکر کنید. به خودتان یادآور شوید که این فقط افکار شماست و واقعیت ندارد. حتی اگر از پیش این را می دانید، باز به خودتان یادآوری کنید. شما می توانید انتخاب کنید که فیلم متفاوتی ببینید. به یاد داشته باشید، شما این قدرت را نیز دارید که برخیزید و از سالن تئاتر خارج شوید!

مشاوره روانشناسی تلفنی سها کلینیک

منبع

https://www.psychologytoday.com/us/blog/dude-where-s-my-car-tharsis/202208/when-our-mind-makes-bad-movies

بررسی توسط میشل کویرک – 2022

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 2 میانگین: 5]